در راه
معنی انگلیسی
imminent
واژههای انگلیسی با این معنی
- en route در راه
- enroute در راه
- goods afloat کالاي در راه
- noctambulant در خواب راه رو، شبرو
- noctambulation راه رفتن در خواب، خواب (مخصوصا خواب هيپنويتزم)، شبگردي.
- delay en route تاخير در حين راه، تاخير در حين حرکت در مسير
- somnambulation راه رفتن در خواب، خواب گردي.
- waggon (در راه آهن) واگن، ارابه، بارکش
- single track در راه اهن :تک خط
- stopover در وسط راه ايستادن، توقفگاه بين راه .
- half-way (واقع در) نيمه راه
- shunting در راه اهن (دوراهي)، تغيير خط، مانور
- spur track (در راه اهن) کور خط، خط کور
- y-track سه راه (در راه آهن)
- trunk line خط اصلي (در راه آهن)، شاه سيم
- way bill بارنامه (در راه آهن)
- parlour car در راه اهن واگن باشکوه، واگن سالوني
- cold starting راه اندازي در حالت سرد
- lay over در نيمه راه توقف کردن.
- ocean lane راه کشتي رو در اقيانوس
- somnambulistic کسيکه در خواب راه ميرود، وابسته به راهروي درخواب، خواب گرد.
- sole plate در راه اهن (بالشتک ريل)، تابه، اهن زيرريل
- guard-rail (در راه اهن) ريل نگهدار، حائل ريل، نرده
- tie plate بالشتک ريل (در راه اهن)