در سفر معنی انگلیسی abroad واژههای انگلیسی با این معنی wayworn خسته و مانده در اثر سفر، خسته و کوفته . intransit يکان در حال حرکت، در حال تغيير مکان، در حال سفر يا انتقال away کنار، يکسو، بيک طرف roadworthy مناسب براي بکاربردن در جاده ها، آماده مسافرت، قابل سفر کردن aquifer سفر، حوزه (در آبهاي زيرزميني)