در محوطه
معنی انگلیسی
afield
واژههای انگلیسی با این معنی
- impark در محوطه نگاه داشتن، در اغل گذاشتن، با چينه محصور کردن
- impound در محوطه نگاه داشتن، توقيف کردن، ضبط کردن
- impoundment در محوطه نگاه داشتن، توقيف کردن، ضبط کردن
- back judge داور در محوطه دفاعي
- open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز، انبارداري در محوطه روباز
- yard track ريل موقت در داخل محوطه انبارها و يا، باراندازها
- lumberyard محوطه ياحياط تير فروشي که الوار در ان، انباشته شده .
- winner's circle محوطه نزديک خط پايان در مسير سوارکار و، اسب برنده براي گرفتن جايزه
- solocross مسابقه در محوطه پارکينگ براي کشف مهارت، راننده (اتومبيل راني)
- squash tennis بازي شبيه به اسکواش در همان محوطه بين 2، نفر که امتياز فقط بوسيله سرويس کننده به، دست مي آيد و توپ و راکت فرق دارند
- embarkation area محوطه بارگيري، محوطه سوار شدن در کشتي يا خودرو
- holding position وضعيت انتظار و در جا زدن، وضعيت انتظار هواپيما در محوطه تاکسي کردن
- pickup field زمين باز بدون مانعي که هواپيما مي تواند، در آن فرود آيد، محوطه سوار شدن در هواپيما
- ball hawk مدافع پرقدرت، مدافع خوب، بازيگر در محوطه دوردست (بيس بال)
- teleran system نوعي سيستم ناوبري که با استفاده از، رادارهاي زميني و سيستم تلويزيوني، هواپيماهاي سرگردان در اطراف محوطه
- bullpen اغل گاو يا حشم.، اتاق بزرگ، اتاقک يا محوطه يمحصوري که بازيکنان در آن
- troop space جاي انفرادي در هواپيما يا کشتي، محوطه لازم براي تامين جا براي حمل پرسنل، و بارهاي انفرادي آنها در کشتي يا هواپيما
- antr- پيشوندي است بمعناي اطاقک، محوطه، حفره
- wheel load ظرفيت بار يا تحمل وزن باند فرود در يک، فرودگاه يا محوطه تاکسي کردن يا جاده، اسفالت
- short lot کالايي که مقدار موجود از آن کم است و در، محوطه کوچک انبار مي شود
- campground محوطه ي اردوگاه، اردوميدان، محل گردهمآيي در اردوگاه
- graveside اطراف قبر، محوطه ي گور، در کنار آرامگاه
- boat space فضاي بار موجود در قايق، محوطه بار قايق