در منطقه
معنی انگلیسی
regionally
واژههای انگلیسی با این معنی
- advance section قسمت مقدم در منطقه مواصلات، قسمت جلويي
- altitude hole ناحيه کور در منطقه ديد رادار
- signal area منطقه کاشتن علايم در فرودگاه
- display controlled نمايش منطقه در روي صفحه رادار، راداري که تصوير آن مستقيما نشان داده، مي شود
- polynya منطقه اب ازاد در يک درياي يخ.
- holding area منطقه لنگرگاه موقت در روي دريا، منطقه توقف موقت کشتيها
- area blocking سد راه کردن رقيب در منطقه معين، (فوتبال آمريکايي)
- airspace reservation منطقه پرواز مخصوص در فضاي هوايي، منطقه پرواز مخصوص
- fore-check جلوگيري از مدافع در منطقه دفاعش، جلوي تور
- sortie plot شماي منطقه پرواز در عکاسي هوايي
- flat pass پاس به دريافت کننده در منطقه بالا، (فوتبال تهاجمي)
- target approach point آخرين نقطه بازرسي در منطقه فرود يا، بارريزي
- airport traffic area منطقه مخصوص عبور و مرور در فرودگاه
- airshed منطقه اي که در جريان هوا قرار دارد
- altitude slot منطقه کور در ميدان ديد رادار جانبي
- hot spot نقاط خطرناک يا خيلي خطرناک در منطقه، آلوده به مواد راديواکتيو اتمي
- transfer area در عمليات آب خاکي منطقه نقل و انتقال، نيروها از ناوچه ها به ساحل
- transition layer منطقه يا حدود انحراف در ارتفاع پرواز
- tropicalization آماده کردن براي کار در منطقه استوايي
- pit crew افراد مامور کمک به هر راننده در منطقه، خود او (اتومبيل راني)
- goal-area-line خط منطقه دروازه (خط 6 متري در هندبال)
- surfari گروه موج سواران در جستجوي منطقه مناسب
- woodlot منطقه ممنوعه در جنگل براي رشد درختان.
- submarine havens منطقه عبور در عمليات غير رزمي زيردريايي، منطقه آموزشي زيردريايي در منطقه غيررزمي، منطقه محدوده تاميني اطراف زيردريايي