در ورودی
معنی انگلیسی
gate
واژههای انگلیسی با این معنی
- compressor inlet pressure فشار در قسمت ورودي کمپرسور
- primary cluster تشکيل ورودي هاي يک جدول در اطراف يک، خانه منفرد جدول
- sparse array آرايه اي که در آن اکثر ورودي ها داراي، مقدار صفر مي باشند
- blow-in doors دري در مجراي ورودي موتور هواپيما که در، اثر اختلاف فشار عليرغم نيروي فنر بطرف، داخل باز ميشود
- portal to portal وابسته بمدتي که کارگر از در ورودي تا شروع، بکار صرف مينمايد.
- charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه، ورودي موتور در راکت
- carburator restricter plate صفحه فلزي روي کاربوراتور براي کاستن، هواي ورودي در اتومبيل
- free form نوعي پيمايش نوري که در آن عمل پيمايش، توسط علائمي که به وسيله دستگاه ورودي در، هنگام ورود اطلاعات داخل مي شوند کنترل
- ABIOS سر نام Advanced Basic Input/Output System، معناي سيستم ورودي/ خروجي اصلي پيشرفته) و نشانگر يک سري، (به
- ROM BIOS سرنام عبارت "read-only memory basic input/output، " system، مجموعه روالهاي نرم افزاري است که به همراه
- PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي
- DCE حروف اختصاري عبارتهاي Data Communications، Equpment، و Data Curcuit-terminal Equipment
- mosfet Metallic Oxide Semiconductor Field، Effect Transistor، يک نيمه هادي با ويژگي امپدانس ورودي
- sense probe مکانيسم ورودي که نقاط حساس روي يک صفحه، نمايش را فعال کرده و در نتيجه براي يک، کامپيوتر ورودي تهيه کند
- compressor pressure ratio نسبت فشار سيال بعد از کمپرسوز يا در، خروجي آن به فشار سيال قبل از ورود يا در، ورودي آن
- input-output bound شرايطي که در آن سرعت واحد پردازش مرکزي، به دليل عمليات ورودي و خروجي کم مي شود
- buffer pool تعدادي ميانگير که در دسترس سيستم کنترل، ورودي - خروجي هستند