در پایان
معنی انگلیسی
finally last lastly only terminally ultimately
واژههای انگلیسی با این معنی
- post fix در پايان واژه چسباندن
- committee boat قايق داوران در آغاز و پايان مسير
- overscan از دست دادن متن در پايان خط وقتي که، کامپيوتر و مانيتور بدرستي با هم سازگار، نيستند
- yours respectfully با تقديم احترامات (در پايان نامه ها)
- winner's circle محوطه نزديک خط پايان در مسير سوارکار و، اسب برنده براي گرفتن جايزه
- vulgate ترجمه لاتيني کتاب مقدس که در پايان سده، چهارم ميلادي...تهيه شد
- terminally بطور نهائي، در پايان
- subjoin افزودن، در پايان افزودن، اضافه کردن
- subjunction الحاق، افزايش در پايان، چيز اضافه شده .
- closing prices آخرين قيمت معامله شده (در بورس)، قيمت سهام در پايان روز
- weekends هر تعطيلي آخر هفته، در اکثر تعطيلات پايان هفته
- lustre مدت پنجساله، آيين پاک سازي همگان در پايان هر دوره، پنجساله
- lustrousness مدت پنجساله، آيين پاک سازي همگان در پايان هر دوره، پنجساله
- lustrum مدت پنجساله، آيين پاک سازي همگان در پايان هر دوره، پنجساله
- versailles treaty پيمان ورساي، پيماني که در پايان جنگ جهاني اول به سال، 1919 در کاخ ورساي واقع در پاريس منعقد و
- white flag پرچم سفيد براي اعلام حضور اتومبيل امدادي، يا داور درمسير يا در پايان خط بعلامت باقي، ماندن يک دور از مسابقه (اتومبيل راني)
- suffix افزودن، ضميمه کردن، در پايان (واژه) درآوردن
- affectionately بمهرباني، با محبت، (در پايان نامه) دوستدار شما
- final act سند نهايي، قطعنامه، سندي است که در پايان کار کنفرانس تنظيم
- USRT سرنام عبارت "universal synchronous، " receiver-transmitter (به مفهوم گيرنده فرستنده همزمان، جهاني) واحدي است که معمولا از يک مدار مجتمع تشکيل
- potsdom agreement موافقتنامه پوتسدام، موافقتنامه منعقده بين امريکا و شوروي، و انگليس پس از پايان جنگ جهاني دوم
- letter of recall نامه اي است که رئيس يک کشور به رئيس، کشور ديگر نوشته و از او تقاضاي مرخص، کردن سفيري را که کارش در مملکت
- par in پايان دادن بازي گلف با کسب امتياز، استاندارد در بخشهاي باقيمانده
- finallist پايان رس، کسي که در مسابقه به مرحله نهايي برسد.