دیکشنری فارسی

suffix

UKsəfiks US'sʌfıks

معنی فارسی

افزودن ، ضميمه کردن ،

در پايان (واژه) درآوردن ، الحاق کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/suf´iks, sǝ fiks´/n., vt.

● پسوند، پساوند (مثلا -ness در goodness)

● پس افزود، دنباله

● پسوند دار کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an affix that is added at the end of the word
  2. attach a suffix to “suffix words” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP”

مترادف‌ها

I. noun
Affix, postfix.
II. verb active
Append, add, annex, postfix.

واژه‌های دیگر با معنی «افزودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن