subjoin
معنی فارسی
افزودن در پايان افزودن اضافه کردن ضميمه کردن
معنی کامل و مثالها
/sǝb join´/vt.
● (در پایان) افزودن، ضمیمه کردن، زیر بند کردن، الحاق کردن
مترادفها
verb active
Add (at the end), annex, affix, suffix, postfix, append, join.
افزودن در پايان افزودن اضافه کردن ضميمه کردن
/sǝb join´/vt.
● (در پایان) افزودن، ضمیمه کردن، زیر بند کردن، الحاق کردن
verb active
Add (at the end), annex, affix, suffix, postfix, append, join.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن