دیکشنری فارسی

subjoin

معنی فارسی

افزودن در پايان افزودن اضافه کردن ضميمه کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝb join´/vt.

(در پایان) افزودن، ضمیمه کردن، زیر بند کردن، الحاق کردن

مترادف‌ها

verb active
Add (at the end), annex, affix, suffix, postfix, append, join.

واژه‌های دیگر با معنی «افزودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن