در پایه
معنی انگلیسی
au fond
واژههای انگلیسی با این معنی
- cicycle ارابه فرودي با دو پايه اصلي در امتداد، خط مرکز
- incidence wires وايرهاي موربي در صفحه پايه هاي بين بال، در هواپيماهاي دو باله
- tryworks کوره اجري داراي سه پايه کار گذارده شده در، ان.
- inferiorly بطور پست، در پايه پايين، در درجه پايين پاپست
- basifixed از پايه بهم نزديک شده، متصل در پايه .
- bore reset وسيله نگهدارنده کلينومتر، پايه نصب کلينومتر در داخل لوله
- trestle پايه، خرک، (در مهندسي) پايه مشبک
- fabianism فابيانيسم، نحله سوسياليستي معتدل که به سال 1884 در، انگلستان تشکيل شد و در واقع پايه حزب
- footman نوکر، فراش، گيره يا سه پايه براي نگاهداشتن چيزي در
- saloon تالار، سالن، سالون
- abutment كنار، طرف، مرز
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)
- PCI local bus [گذر گاه محلي bus]، شکل خلاصه Peripheral Component Interconnect، local bus
- EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory
- VCPI حروف اختصاري Virtual Control Program Interface، مشخصه اي است که امکان اجراي همزمان برنامه هاي، سازگار با VCPI به همراه برنامه هاي ديگري در سيستمهاي
- tour de france مسابقه تور دو فرانس بمسافت 4000 کيلومتر، در 21 روز که دوچرخه سواران از کشورهاي، فرانسه بلژيک اسپانيا ايتاليا آلمان و
- parfait پس خوراک خامه و تخم مرغ و شيره و غيره که، بهم ميآميزند و يخ ميزنند و در گيلاس، باريک و پايه کوتاهي سرو ميکنند
- paasche price index شاخص قيمت پاشه که بصورت زيرمحاسبه ميگردد، p1 * q0 / p1 * q1 * 100، يعني حاصلضرب قيمت و مقدار پايه بخش بر
- Olympian وابسته بکوه، آسماني، بلند پايه
- bedrock بستر سنگ، سنگ بستر، سنگي که در زير طبقه سطحي زمين واقع است
- base flow جريان پايه، مقدار جريان آبي که رودخانه، در حالت غير سيلابي دارد
- mud sill ته بندي، کلاف، پايه تبر پي
- pile تير، ميخ چوبي، پايه پل
- poppet head پايه، گيره، طناب و قرقره که در بالاي تيري نصب شده باشد