دیکشنری فارسی

footman

UKfutmən US'fu:tmən

معنی فارسی

نوکر ، فراش ،

گيره يا سه پايه براي نگاهداشتن چيزي در

جلوآتش ، شاطر

معنی کامل و مثال‌ها

/foot´mǝn/n., pl.

● (در کاخ‌ها) یاور آبدارباشی، معاون آبدارخانه

● (قدیمی) سرباز پیاده

تعریف انگلیسی

noun
  1. a man employed as a servant in a large establishment (as a palace) to run errands and do chores

مترادف‌ها

noun
1. Foot soldier, infantry soldier infantryman.
2. Runner, footboy, liveried servant, man in waiting, menial.

واژه‌های دیگر با معنی «نوکر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن