دیکشنری فارسی

valet

UKvæli USvæ'leı

معنی فارسی

نوکر پيشخدمت

معنی کامل و مثال‌ها

/val´it/n., adj., vt., vi.

● نوکر ویژه (که مسئول جامه‌ها و اسباب ریش‌تراشی و غیره‌ی ارباب است)

● (هتل و غیره) متصدی جامه‌شویی و اطو کردن و انجام خدمات شخصی، واله، والت، پیشخدمت

● جالباسی، رخت‌آویز

● وابسته به پیشخدمتی

● پیشخدمتی کردن، نوکر ویژه بودن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a manservant who acts as a personal attendant to his employer “Jeeves was Bertie Wooster's man”
  2. serve as a personal attendant to “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Groom, servant, serving man, waiting servant, waiter, lackey, attendant, flunky.

واژه‌های دیگر با معنی «نوکر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن