در پشت
معنی انگلیسی
behind rear
واژههای انگلیسی با این معنی
- back of در پشت، پشت سر.
- behind the door پشت در
- overleaf در پشت ورق، در آنسوي برگ
- horseback در پشت اسب
- sitfast پينه در پشت اسب
- retrolingual واقع در پشت زبان، پس زباني.
- postcardinal واقع در پشت قلب.
- retrolental واقع در پشت عدسي چشم، پس مرجمکي
- postorbital واقع در پشت کاسه چشم.، استخوان پس چشمي
- interspinal ولقع در ميان مهره هاي پشت
- window dressing فن نمايش کالا در پشت پنجره دکان
- railway embankment پشت خاک در دو طرف ريلهاي راه آهن
- go backdoor جاگيري در پشت مدافع براي دريافت پاس
- wheel sucker دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسير پشت سر، نفر ديگري براي کاستن از فشار هوا
- foot-bank زمين بلند در پشت بارو يا استحکام ديگر، پياده رو
- stream takeoff حالت موجي هواپيماها در حال برخاستن پشت، سر هم، پرواز از روي باند به صورت موج پشت سر هم
- break the wind در نتيجه کنارزدن هوا کار نفر پشت سر را، آسان کردن (دوچرخه سواري)
- gill-type flap فلپي در پشت موتور براي کنترل جريان هوا
- stalking horse اسب يا چيزي شبيه به ان که شکارچي در پشت، ان پنهان است، کانديداي نامزدشده براي
- passout پاس از پشت دروازه به يار در جلوي دروازه
- backdrop پرش و افتادن به پشت با دست و پا در هوا و، ايستادن (ترامپولين)، پرده ء پشت صحنه ء تاتر
- ox shoes کفش بندي کوتاه که در روي پشت پاگردميخورد، کفش اسپرت
- behind the scenes در پشت پرده داراي اطلاعات خصوصي يا خارجي
- leave area منطقه استراحت پرسنل در پشت منطقه مواصلات