دراز مدت معنی انگلیسی long long-range long-term longtime واژههای انگلیسی با این معنی long range دراز مدت، با برد زياد، جنگ افزار با برد زياد يا برد بلند deferred liability ديون دراز مدت، بدهيي که در سر رسيد پرداخت نشده است long-term دوره دراز مدت Ep مخفف: دراز مدت، پر گنجايش long-term memory حافطه دراز مدت longtime ديرين، دراز مدت capital liability بدهي سرمايه، بدهي دراز مدت secular trend روند قرني، روند دراز مدت protracted war استراتژي نبرد طولاني، جنگ طولاني، جنگ دراز مدت blue moon زمان دراز، مدت طولاني. long life عمر دراز، مدت مديد protensive مدت دار، دراز