درازی
معنی انگلیسی
elongation length
واژههای انگلیسی با این معنی
- lengthiness درازي، تفصيل
- outrage دست درازي، تخطي، غصب
- encroachment دست درازي، دست اندازي، پادرازي
- longevity درازي عمر، عمر زياد، دير پايي
- yack روده درازي، پرحرفي، وراجي.
- long windedness روده درازي، پرگويي
- long-windedness روده درازي
- lankier درازي و لاغري، لندوکي
- lankiest درازي و لاغري، لندوکي
- lankily درازي و لاغري، لندوکي
- lankiness درازي و لاغري، لندوکي
- lanky درازي و لاغري، لندوکي
- reacher دست درازي کننده، (نساجي) کارگر نخ تاب.
- multiple length با درازي چندگانه .
- jobation سرزنش با روده درازي
- entellus يکجورعنترکه ريش ودم درازي، داردودرنزدهندوها ارجمنداست
- furlong واحد درازي برابر با يک هشتم ميل
- macron نشان درازي يا کشيدگي در بالاي vowel
- singlestick چوب درازي که بتقليد شمشير بازي با ان بازي، ميکنند
- length درازا، درازي، طول
- overlong درازا، درازي، طول
- lengthwise از درازا، از درازي، از طول
- longways از درازا، از درازي، طولا
- longwise از درازا، از درازي، طولا