درباب
معنی انگلیسی
in re
واژههای انگلیسی با این معنی
- see of Rome درباب پاپ، مقر پاپ، مقام پاپ
- holy see درباب پاپ، مقر پاپ
- undershooting درباب چرخي گفته ميشود) که اب، اززيرانرابگرداند
- undershoots درباب چرخي گفته ميشود) که اب، اززيرانرابگرداند
- undershot درباب چرخي گفته ميشود) که اب، اززيرانرابگرداند
- self conscious درباب کسي گفته ميشود:که هستي وهويت، خودرا.....مظنون است
- self made درباب کسي گفته ميشودکه بدون دستياري، ديگران ....ترقي کرده است
- praecocial درباب پرندگاني گفته ميشودکه جوجه هاي، انهاهمين ازتخم ...قوت دارند
- picaresque درباب داستاني گفته ميشود که قهرمان ان، ازناکسان وفرومايگان باشد
- perfoliate درباب برگي گفته ميشود که ساقه اش ظاهرا، ازتوي ان رد ميشود
- prosodemic درباب ناخوشي اي که از شخص به شخص ديگري، انتقال مي يابد
- peripteral درباب معبديا ساختمان ديگري گفته ميشودکه، گرداگردان يک رديف ستون باشد
- semi detached درباب خانه اي گفته ميشود:که باديوارمشترک، بخانه ديگري پيوسته باشد
- gymnopaedic درباب رقص هايي گفته ميشدکه بچه هاي برهنه، درجشن هاي همگاني مي
- radioactive درباب جسمي گفته مي شود که تاثيرات الکتريکي، توليدنمايد
- radioactivity درباب جسمي گفته مي شود که تاثيرات الکتريکي، توليدنمايد
- unpriced درباب چيزي گفته مي شودکه بهاي ان معلوم نشده، يابصورت بهادران نباشد
- post paid (درباب نامه اي گفته ميشود) که پول پست ان از، پيش پرداخت شده باشد
- nomography فن قانون گذاري، کتاب درباب (فن) قانون گذاري
- weather wise هواشناس، درباب کسي گفته ميشود که چگونگي هوا را، ميتواند از پيش خبر دهد
- jugular گلويي، حلقي، گردني