درجه بندی
معنی انگلیسی
gradation scale rating
واژههای انگلیسی با این معنی
- graduation درجه بندي، تقسيم بدرجات، اعطاي درجه
- gradation درجه بندي، سلسله، پايه
- assaying درجه بندي، دسته، طبقه
- rating درجه بندي، دسته، طبقه
- calibration درجه بندي
- scscalable قابل درجه بندي، تفوق پذير، بالارفتني
- calibration constant ثابت درجه بندي
- calibration error خطاي درجه بندي
- calibration curve منحني درجه بندي
- ratee درجه بندي شونده
- rater درجه بندي کننده
- rating scale مقياس درجه بندي
- rating schedule مقياس درجه بندي
- credit rating درجه بندي اعتبار، ميزان اعتبار
- performance rating درجه بندي عملکرد
- merit rating درجه بندي شايستگي
- peer rating درجه بندي همسالان
- degree gradution تقسيم بندي درجه اي، مقياس درجه اي
- maximum scale value مقدار درجه بندي حداکثر
- dan-gup jeado سيستم درجه بندي تکواندو، دان گاپ جدو، يدو
- forced distribution rating درجه بندي با توزيع معين
- graphic rating scale مقياس درجه بندي نگاره اي
- degree of difficulty درجه بندي حرکات مشکل شيرجه
- graduate collar حلقه يا طوقه درجه بندي شده