درمیان گذاشتن معنی انگلیسی discuss propound واژههای انگلیسی با این معنی inclose درميان گذاشتن، قرار دادن، فرستادن enclose درميان گذاشتن، درجوف قراردادن، حصارياچينه کشيدن دور enclosesinclose درميان گذاشتن، درجوف قراردادن، حصارياچينه کشيدن دور parenthesize درميان دوهلال گذاشتن، بطورمعترضه گفتن