درهم ریختن معنی انگلیسی disorder muss scramble tumble واژههای انگلیسی با این معنی interfuse درهم ريختن، بهم اميختن huddle روي هم ريختن، روي هم انباشتن، درهم ريختن break-up درهم شکني، تجزيه، انحلال