درکشیدن معنی انگلیسی cadge extortion extraction milk rout wangle wring واژههای انگلیسی با این معنی exscind بريدن، قطع کردن، جداکردن. beguile فريب دادن، گول زدن، اغفال کردن absorb جذب کردن، مجذوب کردن، کشيدن