دیکشنری فارسی

exscind

معنی فارسی

بريدن قطع کردن جداکردن. درکشيدن ريشه کني کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ek sind´/vt.

● بریدن، قطع کردن، بریدن و درآوردن

● درکشیدن، ریشه کنی کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بريدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن