hewn
UKhjuːn
UShju:n
معنی فارسی
بريدن انداختن قطع کردن خردکردن شکستن
معنی کامل و مثالها
/hyōōn/adj.
● (با تبر یا اسکنه و غیره) بریده شده، تراشیده شده
hewn stone
سنگ بریده