دیکشنری فارسی

hew

UShju:

معنی فارسی

بريدن تراشيدن شکستن ضربت زدن قطع کردن خردکردن انداختن

معنی کامل و مثال‌ها

/hyōō/vi., vt.

(با زدن ضربه) بریدن، (با تبر و غیره) قطع‌کردن، (با ساطور یا شمشیر) زدن

his head was hewn off with one blow of the sword

سرش با یک ضربه‌ی شمشیر قطع شد.

(با: down) انداختن

he hewed down the old tree with an axe

با تبر درخت کهن را انداخت.

(معمولا با: out) کندن

the tunnel was hewn out of solid rock

از میان سنگ یک پارچه تونل را کندند.

miners were hewing out the coal

معدنچیان زغالسنگ را می‌کندند و بیرون می‌آوردند.

(با: to) پیروی کردن، رعایت کردن، پایبند بودن، منطبق بودن

if I am elected I'll hew to the Constitution

اگر برگزیده شوم از قانون اساسی پیروی خواهم کرد.

* hew to the line

به روش یا خط مشی (بخصوصی) پایبند بودن

* hew something out

با کار سخت بدست آوردن یا نائل شدن

to hew out one's livelihood

با عرق جبین امرار معاش کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make or shape as with an axe “hew out a path in the rock” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. strike with an axe; cut down, strike “hew an oak” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “They hew the trees”

مترادف‌ها

verb active
1. Cut, chop, hack.
2. Smooth (with an axe), fashion, form.

واژه‌های دیگر با معنی «بريدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن