دیکشنری فارسی

excide

معنی فارسی

بريدن قطع کردن جداکردن بريدن ودراوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ek sīd´, ik-/vt.

(نادر) بریدن و درآوردن، برون بری

واژه‌های دیگر با معنی «بريدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن