دری
معنی انگلیسی
pearly
واژههای انگلیسی با این معنی
- tattle دري وري، حرف مفت، ياوه
- eventration شکم دري، جنين بي شکم يابي روده، بيرون ريختگي روده
- doorstop زير دري، لاستيک پاي در
- bosh دري وري
- cauasian partridge کبک دري
- Londonderry شهر لندن دري
- blab پرده دري کردن، فضولي کردن، فاش کردن
- feed-door دري که ازان سوخت درکوره ميريزند
- crapaudiue-door دري که بالاوپايين آن محورگردنده دارد
- blow-in doors دري در مجراي ورودي موتور هواپيما که در، اثر اختلاف فشار عليرغم نيروي فنر بطرف، داخل باز ميشود
- incinerator کوره اي که اشغال يا لاشه مرده را دري ن، سوزانده خاکستر مي کنند
- door-money پول دم در، دري، وروديه
- shutter پشت پنجره اي، پشت دري، حائل چوبي يا اهني پنجره
- mrs. gadabout ولگردخانم، د دري خانم، هرجايي خانم
- french door درب داراي دولنگه، دري که تخته ميانيش شيشه مستطيلي دارد
- bathos سقوط ازمطالب عالي بچيزهاي پيش پا افتاده، برگشت، دري وري
- gossiper کسيکه شايعات بي اساس ميدهد، حرف مفت زن، دري وري نويس
- tittle tattle شايعات، بي اساس، شايعات بي پروپا
- applesauce سس سيب، چرند، بيمعني
- dizgig فيشفيشه، موشک، يکجورفرفره
- squeal جيغ، داد، جيغ کشيدن (يا زدن)
- yawp خميازه کشيدن، زوزه، جيغ زدن
- skittish ترسو، رموک، بي ثبات