دیکشنری فارسی

squeal

UKskwiːl USskwi:l

معنی فارسی

جيغ ، داد ، جيغ کشيدن (يا زدن) ،

پرده دري کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/skwēl/vi., vt., n.

(صدای خوک) اینک، خرناس، اینک اینک کردن، خرناس کشیدن

the pigs squealed excitedly

خوک‌ها با هیجان خرناس می‌کشیدند.

صدای تیز و طولانی، زوزه، شیهه، (پرنده) قات قات، زوزه کشیدن، شیهه کشیدن، قات قات کردن (از sqeak طولانی‌تر است)

the horses squealed in terror

اسب‌ها از وحشت شیهه می‌کشیدند.

the birds squealed as if in pain

پرندگان چنان قات قات می‌کردند که گویی درد می‌کشیدند.

صدای گوشخراش (صدای ترمز یا کشیدن ناخن به تخته سیاه و غیره)

I heard the brakes squeal

صدای گوشخراش ترمز را شنیدم.

لو دادن، خبرکشی کردن

he squealed on his own friends

دوستان خودش را لو داد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. utter a high-pitched cry, characteristic of pigs “Verb Frames:” “Something ----s” “You can hear animals squeal in the meadows” “The meadows squeal with animals”
  2. confess to a punishable or reprehensible deed, usually under pressure “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

verb neuter
Cry (as a pig), yell.

واژه‌های دیگر با معنی «جيغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن