دیکشنری فارسی

squeak

UKskwiːk USskwi:k

معنی فارسی

جيغ ، جير ، صداي موش ،

صداي لولاي روغن نخورده ، جيغ زدن ، جيک زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/skwēk/vi., vt., n.

(مانند موش) جیک جیک کردن، جیک زدن، ماژ و موژ کردن

the mice were squeaking in the kitchen

موش‌ها در آشپزخانه ماژوموژ می‌کردند.

(به ویژه انگلیس) خبرکشی کردن، (محرمانه) به پلیس خبر دادن، لو دادن

one of them squeaked

یکی از آنها خبرکشی کرد.

(لولای در و غیره) جیرجیر کردن

his new shoes squeaked

کفش‌های نو او جیر جیر می‌کردند.

the door squeaks

در جیر جیر می‌کند.

جیرجیر، جیک‌جیک

(به سختی و یا با امتیاز بسیار اندک) برنده شدن، (در امتحان) قبول شدن، (از جای تنگ) رد شدن

the bill squeaked through the parliament

لایحه با اکثریت بسیار قلیل از مجلس گذشت.

he squeaked by the finals

به سختی در امتحانات نهایی قبول شد.

* narrow (or close or near) squeak

(عامیانه) فرار پرمخاطره، عبور از تنگنا، قبول شدن (یا تصویب شدن وغیره) با اشکال زیاد

* squeak through (or by)

(با امتیاز کم یا اشکال) قبول شدن، پذیرفته شدن، عبور کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a short high-pitched noise “the squeak of shoes on powdery snow”
  2. something achieved (or escaped) by a narrow margin “The door creaked when I opened it slowly” “My car engine makes a whining noise” “Verb Frames:” “Something ----s” “Somebody ----s” “Cars squeak in the streets” “The streets squeak with cars”

واژه‌های دیگر با معنی «جيغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن