دست زدن به معنی انگلیسی launch take واژههای انگلیسی با این معنی pandy به کف دست چوب زدن، چوب زني handle the ball دست زدن توپزن به توپ (کريکت) goaltending دست زدن به توپي که توسط حريف به طرف حلقه، پرتاب شده است و دارد سير نزولي خود، را طي ميکند fall to بکاري مبادرت کردن، به عملي دست زدن. slap سيلي زدن (به)، طپانچه زدن (به)، با دست زدن به jugulate خفه کردن، کشتن، براي درمان به اقدامات شديد دست زدن handle دسته، بهانه، دستاويز underhook خيمه و رکبي زدن، گرفتن سر حريف با دست، راست