دسترس
معنی انگلیسی
reach
واژههای انگلیسی با این معنی
- within teach دسترس، در دسترس
- available در دسترس، فراهم، قابل استفاده
- getatable قابل دسترس، توفيق يافتني.
- inaccessibility دسترس نبودن، تنگباري
- accessible duct مجراي دسترس
- availablity دسترس پذيري
- placing at disposal در دسترس گذاردن
- average available discharge بده ميانگيني دسترس، بده متوسط مفيد
- place at disposal در دسترس قرار دادن
- system availability دسترس پذيري سيستم.
- supersensible بيرون از دسترس حواس
- passing shot ضربه دور از دسترس (تنيس)
- bricolage ساختن چيزي از مواد گوناگون در دسترس، چيزي که بدين روش ساخته شده
- public company شرکتي که سهام ان در دسترس عموم گذاشته، ميشود، شرکت عمومي
- proprietary company شرکتي که سهام ي ن در دسترس عموم گذارده، نشده است، شرکت خصوصي
- buffer pool تعدادي ميانگير که در دسترس سيستم کنترل، ورودي - خروجي هستند
- long hop توپي که دور از دسترس توپزن از زمين بلند، مي شود (کريکت)
- nympholepsy جنون براي پي کردن چيزي که دسترس بان نتوان، يافت يابراي يافتن کمال مطلوب
- near at hand نزيدک، در دسترس
- nonprescription بينسخه، در دسترس همه
- read time زمان آماده شدن اطلاعات، زمان در دسترس، قرار گرفتن اطلاعات کامپيوتري
- accessibly چنانکه بتوان بدان راه يافت، بطور قابل دسترس
- unplayable زمين نامناسب، توپ خارج از دسترس
- desk accessories وسائل کاري که به هنگام استفاده از ساير، اسناد قابل دسترس است