دستگیر کردن معنی انگلیسی apprehend catch nail seize واژههای انگلیسی با این معنی take captive دستگير کردن، اسير کردن letter of marque پروانه دستگير کردن کشتي بازرگاني دشمن و، غارت کردن اتباع ايشان pull کشيدن، کندن، ازريشه دراوردن nip سفت گرفتن، فشردن، چيدن