دستی
معنی انگلیسی
manual portable vade mecum
واژههای انگلیسی با این معنی
- manual دستي، کتاب دست، مشق تفنگ
- handmade دستي، بادست درست شده
- hand made دستي، ساخته دست
- hand held دستي
- prestidigitation تر دستي، چشم بندي، حقه بازي
- sleight of hand تر دستي، چشم بندي، حقه بازي
- left-handedness چپ دستي، دوروئي، ريا
- ready-use دم دستي، آماده مصرف
- staff چوب دستي، عصا، تير
- backhand پشت دستي، ضربت با پشت دست، خط کجي که بطرف چپ مايل باشد
- accordion ارگ دستي، ارغنون دستي، ساز دستي
- dug well چاه دستي، چاهي که با دست حفر شده باشد
- sleight زبر دستي، زرنگي، مهارت
- proficiency زبر دستي، مهارت، خبرگي
- gaucherie خام دستي، بي سليقگي، چپ دستي
- maulstick زير دستي، دستگيره، تکيه دست
- adeptness زبر دستي، مهارت، استادي
- dump barrow حرخ دستي، زنبه، خاک کش
- handbell زنگ دستي، زنگ موسيقي
- manumail پست دستي، ارسال دستي
- hand organ ارگ دستي، اکوردئون.
- attache case کيف دستي، کيف پيک
- hand-saw اره دستي، دست اره
- handbasket سبد دستي، سبد کوچک