دشوار شاق معنی انگلیسی trying واژههای انگلیسی با این معنی oppressively بطور ستم آميز، بطور دشوار يا شاق onerous سنگين، گران، دشوار steep سرازير، تند، سراشيب oppressive ستم آميز، ظالمانه، دشوار overburdensome زياد سنگين، شاق، بسيار دشوار