دعا
معنی انگلیسی
prayer suffrage
واژههای انگلیسی با این معنی
- invocation دعا، استدعا، طلب
- rrayer دعا، نماز، درخواست
- orison دعا، تضرع، نيايش
- invocate دعا کردن، طلب کردن، در خواست کردن
- pray دعا کردن، نمازگزاردن، نماز خواندن
- peayer دعا خوان، نماز گزار
- invoke دعا کردن به، طلب کردن، در خواست کردن
- granting a prayer استجابت دعا
- prayer meeting انجمن دعا (خواني)
- concelebrate دعا را دسته جمعي خواندن
- obsecration دعا يا مناجاتي که با کلمه by يعني بحف آغاز، ميگرد د، لابه
- obit دعا وآييني که سال بسال دربنگاهي براي يادبود، آن بنگاه پس ازمرگ برپا کنند
- amulet تعويذ، دعا، طلسم
- devotions عبادت، دعا، نماز
- prayerless نماز نخوان، بي دعا
- vestries نمازخانه کوچک که پيوسته به کليسايي باشد، اطاق دعا، رخت کن يا صندوقخانه
- vestry نمازخانه کوچک که پيوسته به کليسايي باشد، اطاق دعا، رخت کن يا صندوقخانه
- invocatory دعائي، متضمن دعا، استمدادي
- missal کتاب نماز، کتاب دعا.
- beadhouse نوانخانه اي که ساکنان آن ميبايستي براي، بانيهاي آن دعا ميکردند .
- eulogia عشاي رباني، نان که بر آن دعا شده ولي تبرک نيافته و در، مراسم عشاي رباني به کساني که عضو
- imposition of hands دست گذاري، هنگام دادن ماموريت روحاني بکسي يا دعا کردن، به وي
- prayer book کتاب نماز، نماز نامه، دعا نامه
- wishing ارزو، خواسته، چيزي که ارزو ميشود