دنده ای
معنی انگلیسی
herringbone
واژههای انگلیسی با این معنی
- costal دنده اي، ضلعي
- tricostate سه دنده اي، داراي سه دنده .
- corrugation washboard موج دنده اي
- gear pump پمپ دنده اي
- infracostal زير دنده اي
- post costal پشت دنده اي
- quinquecostate پنج دنده اي
- subcostal زير دنده اي
- sternocostal دنده اي وجناغي.
- trapezoidal thread دنده هاي ذوزنقه اي
- sprocket holes سوراخهاي چرخ دنده اي
- adjustable split die وسيله اي براي درآوردن دنده ياروزه در سطح، خارجي اجسام
- waffle slab طاق تويزه، طاق دنده اي
- intercostal واقع در ميان دنده ها، ميان دنده اي
- geneva stop سيستم نگهدارنده فيلم، کليد چرخ دنده اي صليبي شکل که در دستگاه، فيلم برداري موجود مي باشد
- barrel organ نوعي ارغنون، اکوردئون، ارگ دنده اي
- ratchet جغجغه، آچار جغجغه اي، دنده جغجغه اي
- freewheel چرخک آزاد، کلاج جغجغه اي، با دنده ي خلاص حرکتکردن
- tracery vault طاق قوسي دنده دار، طاق قوس فتيله اي