دهلیز معنی انگلیسی corridor entry entryway gallery hall hallway vestibule واژههای انگلیسی با این معنی firing bay دهليز تير، دهليز تيراندازي، دهليز آتش fire bay دهليز آتش، دهليز تيراندازي hatch cover درب دهليز، درپوش دور دريچه escape trunk دهليز فرار، تونل فرار اضطراري cross compartment دهليز عرضي، دهليز تو در تو auricle لاله گوش، دهليز قلب، گوشک دل cargo compartment اطاق بار، دهليز بار escape hatch دريچه فرار، دهليز فرار، دهليز نجات compartmentation تقسيم بندي کردن، دهليز بندي atrioventricular دهليزي و بطني، مابين دهليز و بطن قلب. vestibulo-urethral دهليزي - پيشابراهي، مربوط به دهليز فرج و پيشابراه . hatch beam ستون دريچه، پايه دريچه، پايه دهليز entryway راه ورودي، درونراه، راهرو corridor راهرو، غلام گردش، دالان vestibule راهرو، دالان، سر پوشيده