دوام کردن معنی انگلیسی withstand واژههای انگلیسی با این معنی outwear بيشتر دوام کردن از، فرسودن، ساييدن outwore بيشتر دوام کردن از، فرسودن، ساييدن stay ماندن، توقف کردن، ايست کردن outbrave بمبارزه طلبيدن، تحريک به جنگ کردن، مقاومت کردن با outdare به مبارزه طلبيدن، سر قوز آوردن، تحريک بجنگ کردن last دوام داشتن، کار کردن، پائيدن stand out برجسته بودن، دوام اوردن، ايستادگي کردن holdout دوام آوردن، استقامت کردن، اعتصاب