دور دست معنی انگلیسی afield far-flung far-off outlying واژههای انگلیسی با این معنی outlying دور دست، پرت، دوراز مرکز telephotograph عکس دور دست نما، دور فرتور، عکس گرفتن remote consol پيشانه دور دست. straight-arm دور کردن حريف با کف دست از طرف توپدار، (فوتبال آمريکايي) antibusing مخالف بردن شاگردان به مدرسه ي دور دست link attached دور، دور دست، راه دور outfield زميني که آنسوي کشتزاريا محوطه خانه است، جاي دور دست outbound رهسپار دريا، عازم ناحيه دور دست. remote دور، پرت، دور دست solitary تنها، مجرد، گوشه نشين castoff رانده، مطرود، متروک sweatband نوار چرمي دور کلاه .، نوار پارچه که براي گرفتن عرق دورپيشاني يا، مچ دست ميبندند