دوربین عکاسی
معنی انگلیسی
camera
واژههای انگلیسی با این معنی
- camera axis محور دوربين عکاسي
- flash bulb فلاش دوربين عکاسي
- vidicon لوله دوربين عکاسي
- brownie يکجور دوربين عکاسي، دخترهشت تا يازده ساله که درپيشاهنگي باشد
- camera دوربين يا جعبه عکاسي
- lens distortion خطاي عدسي دوربين عکاسي، انحراف عدسي دوربين عکاسي
- view finder (در دوربين عکاسي) ويزر
- angle of view زاويه رويت دوربين عکاسي، ميدان ديد دوربين
- pantoscope دوربين عکاسي که عدسي گردنده، داردوازدورنماي مسلسل عکس برميدارد
- telecamera دوربين مخصوص عکاسي از فواصل دور.
- panoramic camera دوربين عکاسي که عدسي گردنده داردو، ازدورنماي مسلسل عکس برميدارد
- time exposure مدت بازماندن ديافراگم دوربين عکاسي.
- zoom lens عدسي دوربين عکاسي داراي کانون متغير.
- Kodak دوربين کوچک عکاسي که فيلمهاي پيوسته دارد
- crab angle زاويه بين مسير حرکت هواپيما و محور، دوربين عکاسي
- camera nadir خط لولاي دوربين، محور لولايي دوربين عکاسي
- isocentre متحدالمرکز، هم مرکز، خط المرکزين دوربين عکاسي
- polariod (نورشناسي - عکاسي) سرالگر، قطبيده ساز، (نام بازرگاني) دوربين پولارويد (نام کامل آن:
- camera cycling rate نواخت باز و بسته شدن ديافراگم دوربين، دوره تناوب عکاسي
- camera magazine کاست فيلم دوربين، جعبه محتوي فيلم عکاسي
- line of collimation خط تنظيم عدسي دوربين، خط محور عکاسي