دوردست معنی انگلیسی back be- deep distant far outer remote واژههای انگلیسی با این معنی remote station ايستگاه دوردست، ايستگاه راه دور outpart قسمت بيروني يا دوردست center field قسمت دوردست زمين پايگاه 2 و چپ و راست، زمين بيس بال far-off دور، دوردست remote terminal ترمينال راه دور، ترمينال دوردست، پايانه راه دور ball hawking دفاع خوب، کار خوب بازيگر محوطه دوردست (بيس بال) dx مخفف:، دور، دوردست deep targets هدفهاي عميق، هدفهاي با عمق زياد، هدفهاي دوردست long thrust وضعيت سخمه بلند، سخمه بلند، تک نفوذي طولاني يا دوردست ball hawk مدافع پرقدرت، مدافع خوب، بازيگر در محوطه دوردست (بيس بال) secluded جدا، مجزا، پرت long range دراز مدت، با برد زياد، جنگ افزار با برد زياد يا برد بلند far دور، بسيار، هي seclusion جدايي، جداشدگي، انزوا