دوره گرد معنی انگلیسی door-to-door itinerant gadabout migratory prowler واژههای انگلیسی با این معنی huckster دوره گرد، خرده فروش چک و چانه زدن، چانه زدن duffer دوره گرد، کسيکه چيزهاي کم بهارابعنوان کالاي قاچاقي، گران ميفروش chapman دوره گرد، خرده فروش، دست فروش peddler دوره گرد، دست فروش، خرده فروش pedlar دوره گرد، دست فروش، خرده فروش caird دوره گرد، ادم خانه بدوش. strolling دوره گرد، سيار، دربدر cheap jack دوره گرد jongleur نقال دوره گرد، داستانگوي سيار cheapjack کاسب دوره گرد. hawker دوره گرد دست فروش، خرده فروش، قوش باز busker آواز خوان دوره گرد، هنرپيشه ي دوره گرد colporteur کتاب فروش دوره گرد news-vendor روزنامه فروش دوره گرد snake oil داروهايي که ادم دوره گرد (بدون صلاحيت، نسخه نويسي) تبليغ ميکند، دواي ضد زهرمار. pearlies جامه ميوه فروش يا سبزي فروش دوره گرد که، دکمه هاي مرواريد دارد coster ميوه فروش، دوره گرد، سبزي فروش دوره گرد trochoid گردنده، دوره گرد، محوري news vendor روزنامه فروش، دوره گرد sannyasi درويش هندي، گداي پارسا و دوره گرد costermonger ميوه فروش، سبزي فروش، دوره گرد hobo ولگرد، بيکاره، لات begirding احاطه کردن، دور گرفتن، دوره کردن surround احاطه کردن، دور گرفتن، دوره کردن