hobo
UKhoubou
معنی فارسی
ولگرد بيکاره لات کارگر دوره گرد
معنی کامل و مثالها
/hō´bō´/n., pl.
● (امریکا)
● کارگر روزمزد کشاورزی، کارگر سیار
● ولگرد، قلندر، هشنگ، الدنگ، آس و پاس، بیسروپا
● قلندروار سفر کردن، ولگردی کردن