دیکشنری فارسی

hobo

UKhoubou

معنی فارسی

ولگرد بيکاره لات کارگر دوره گرد

معنی کامل و مثال‌ها

/hō´bō´/n., pl.

● (امریکا)

● کارگر روزمزد کشاورزی، کارگر سیار

● ولگرد، قلندر، هشنگ، الدنگ، آس و پاس، بی‌سروپا

● قلندروار سفر کردن، ولگردی کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a disreputable vagrant “a homeless tramp” “he tried to help the really down-and-out bums”

واژه‌های دیگر با معنی «ولگرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن