دیکشنری فارسی

hobo

UKhoubou

معنی فارسی

ولگرد بيکاره لات کارگر دوره گرد

معنی کامل و مثال‌ها

/hō´bō´/n., pl.

(امریکا)

کارگر روزمزد کشاورزی، کارگر سیار

ولگرد، قلندر، هشنگ، الدنگ، آس و پاس، بی‌سروپا

قلندروار سفر کردن، ولگردی کردن

واژه‌های دیگر با معنی «ولگرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن