دیکشنری فارسی

rambler

UKræmblər US'ræmblə

معنی فارسی

ولگرد، سر گردان.

ياوه گو، پرت گو، اهل چرت وپرت گفتن

انواع رزهاي بالارو با گلهاي خوشه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/ram´blǝr/n.

● ولگرد، پرسه زننده

● یاوه گو، پرت گو، اهل چرت وپرت گفتن

● (گیاه) انواع رزهای بالارو با گل‌های خوشه‌ای

● رجوع شود به: ranch house

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who takes long walks in the country
  2. a person whose speech or writing is not well organized

واژه‌های دیگر با معنی «ولگرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن