clochard معنی فارسی ولگرد بيکاره معنی کامل و مثالها /klōô´shår´/n.● ولگرد، بیکاره واژههای دیگر با معنی «ولگرد» rambler ولگرد، سر گردان.، ياوه گو rover ولگرد، خانه بدوش، دزد دريايي sundowner ولگرد، مفت خور، مشروب الکلي که در غرب مينوشند vagrant ولگرد، (آدم) آواره يا دربدر، اوباش hobo ولگرد، بيکاره، لات loafer ولگرد، هرزه گرد، قاز چران vagabondish ولگرد، دربدر، ولگردوار. layabout ولگرد، تنه لش، بيعار saunterer ولگرد، هرزه گرد idle wanderer ولگرد