vagabondish معنی فارسی ولگرد دربدر ولگردوار. واژههای دیگر با معنی «ولگرد» rambler ولگرد، سر گردان.، ياوه گو rover ولگرد، خانه بدوش، دزد دريايي sundowner ولگرد، مفت خور، مشروب الکلي که در غرب مينوشند vagrant ولگرد، (آدم) آواره يا دربدر، اوباش hobo ولگرد، بيکاره، لات loafer ولگرد، هرزه گرد، قاز چران layabout ولگرد، تنه لش، بيعار saunterer ولگرد، هرزه گرد clochard ولگرد، بيکاره idle wanderer ولگرد