دورگه معنی انگلیسی cross hybrid Eurasian half-breed half-caste mulatto واژههای انگلیسی با این معنی mongrel دورگه، دوتخمه، دونسله half-bred دورگه، دورگ، بي تربيت hybrida دورگه، گياه ياجانور دورگه، مخلوط. bigeneric دورگه، ميانه يا حد وسط دو جنس. half bred دورگه، بي تربيت. crossbred دورگه، پيوندي. half-blooded دورگه allophone صداي دورگه، چند صدا. golden retriever سگ شکاري طلايي رنگ دورگه . half caste (در هند) داراي پدر اروپايي ومادر هندوستاني، دورگه، از نژاد مختلف. bastard حرامزاده، دورگه، ميانه bisexual دوجنسه، دورگه، نروماده half blood نابرادري يا ناخواهري، دورگه . crossbreed پيوند زدن، دورگه . dihybrid دوجنسه، دورگه . half breed از نژاد مختلف، ادم دورگه . Eurasian اروپايي واسيايي، آسيايي - اروپايي، دورگه mestizo کسيکه زاده اسپتنيولي و هندي و امريکايي، باشد، دورگه hermaphroditic نرموک وار، نرموکي، دورگه