دگرگون
معنی انگلیسی
divergent trans- varied
واژههای انگلیسی با این معنی
- immutable دگرگون شدني، تغيير ناپذير، تبديل ناپذير
- transmogrification دگرگون سازي، تغيير شکل، تحول
- changeable دگرگون شدني، برگشتني، تغييرکردني
- metamorphose دگرگون ساختن، تغيير شکل دادن، مسخ کردن
- commutable دگرگون شونده، قابل مبادله، سزاوارسبک کردن
- metabolic دگرگون شونده، وابسته بقانون تحول
- metabolize دگرگون ساختن، تغيير شکل دادن
- catabolize دگرگون شدن .
- alterative دگرگون سازنده، تغييردهنده، مقوي
- metamorphic rocks سنگهاي دگرگون، سنگهاي دگرگونه
- incommutably چنانکه نتوان دگرگون کرد، بطور تبديل ناپذير، چنانکه نتوان سبک کرد
- denature طبيعت ياماهيت (چيزيرا) دگرگون کردن
- metameric در وزن و ترکيب برابر و در خواص شيميايي، دگرگون، حلقه اي
- otherguess جور ديگر، دگرگون
- otherguise جور ديگر، دگرگون
- alterable تغييرپذير، دگرگون شو، اصلاح پذير
- incommutable تبديل ناپذير، دگرگون نشو، تخفيف ناپذير
- transform تغييرشکل دادن، دگرگون کردن، مسخ کردن
- transformable تغييرشکل دادن، دگرگون کردن، مسخ کردن
- change عوض کردن، دگرگون کردن، مبادله کردن
- changeability عوض کردن، دگرگون کردن، مبادله کردن
- ireversible تغيير ناپذير، دگرگون نشدني، بر نگشتني
- changful جوربجور شونده، دگرگون شونده، نامعين.
- changeful جوربجورشونده، دگرگون شونده، بي قرار