otherguise معنی فارسی جور ديگر دگرگون واژههای دیگر با معنی «جور ديگر» otherwise جور ديگر، طور ديگر، وگرنه othergates جور ديگر، طور ديگر otherguess جور ديگر، دگرگون other ديگر، غير، جور ديگر misrepresent بد نمايش دادن، بد جلوه دادن، مشتبه کردن anew از نو، از سر، به طرز نوين