دگرگون کردن معنی انگلیسی change restructure reverse shift transform turn واژههای انگلیسی با این معنی denature طبيعت ياماهيت (چيزيرا) دگرگون کردن transform تغييرشکل دادن، دگرگون کردن، مسخ کردن transformable تغييرشکل دادن، دگرگون کردن، مسخ کردن change عوض کردن، دگرگون کردن، مبادله کردن changeability عوض کردن، دگرگون کردن، مبادله کردن restructure بازسامان کردن، نوسازمان کردن، تجديد سازمان کردن metamorphose دگرگون ساختن، تغيير شکل دادن، مسخ کردن commutable دگرگون شونده، قابل مبادله، سزاوارسبک کردن