دیرینه معنی انگلیسی age-old ancient deep-rooted inveterate old واژههای انگلیسی با این معنی inveterate ديرينه، ريشه کرده، کهنه malignities کينه ديرينه، دشمني، ردائت malignity کينه ديرينه، دشمني، ردائت archicortex قشر مخ ديرينه paleocortex قشر ديرينه مخ engrained داراي خوي ديرينه، فاسدشده، چاره ناپذير mumpsimus آيين ديرينه بي معني که از روي تعصب بدان، بچسبند، نادان متعصب ancient باستاني، ديرينه، باستان ingrained نبافته رنگ شده، ديرينه، ريشه کرده deep rooted ريشه کرده، ديرينه، عميق. deep-rooted ريشه کرده، ديرينه confirmed ريشه کرده، کهنه، ديرينه antique کهنه، باستاني، قديمي incrustation پوسته، قشر، پوشش