ذکر
معنی انگلیسی
enumeration mention penis phallus
واژههای انگلیسی با این معنی
- mention ذکر، اشاره، ذکر کردن
- citation ذکر، استشهاد، ايراد
- pudendal virile ذکر، اکت مردي، کير
- favourable mention ذکر خير
- adduse ذکر کردن، گفتن، اوردن
- particularization ذکر ويژه، ذکر جزئيات، ذکر خصوصيات تفصيل
- mentionable قابل ذکر، ذکر کردني، گفتني نامبرده
- quotable قابل ذکر، قابل اقتباس
- cost account ذکر ارزش
- quoteworthy شايسته ذکر، لايق ذکر، قابل اقتباس
- individualization ذکر احتصاصي، تصريح، تشخيص
- unmentionables ذکر نکردنيها، نگفتنيها، زير شلواري
- acrobystitis ورم پوست ذکر .
- metonymy ذکر جزواراده کل، ذکر ظرف بجاي مظروف، ذکر علت بجاي معلول
- synechdoche ذکر جزواراده کل، ذکرکل واراده جز، مجازمرسل
- synecdoche ذکر جزء واراده کل، هم دريافت.
- lc مخفف: در جاي ذکر شده، در محل فوقالذکر
- SL مخفف بدون ذکر محل انتشار، فاقد اطلاعات درباره ي محل انتشار
- challenge and reply ذکر گوينده و گيرنده پيام، اعلام دادن و گرفتن پيام
- opcit در اثر يا متني که ذکر شد
- blank endorsement ظهر نويسي بدون ذکر نام حامل
- oc مخفف در اثري که ذکر شده است
- prec مخفف: آنچه که پيشتر ذکر شده
- parataxis ذکر چندقضيه بي اوردن حرف ربط، حذف روابط