رازدار معنی انگلیسی confidant trustworthy trusty واژههای انگلیسی با این معنی confidant رازدار، محرم راز، محرم اسرار confidante زن رازدار، زن محرم اسرار. alder توسه، رازدار، قزل اغاج tight lipped کم حرف، خاموش، رازدار. tight mouthed کم حرف، خاموش، رازدار. confidential محرمانه، گماشته بر، کارهاي محرمانه secret پنهان، نهان، پوشيده